Archive for March, 2010

Tuesday, March 16th, 2010

بعضی اوقات واقعا نمیشه از کسی انتظار داشت که یه حس خاصتو  درک کنه . انگار یه چیز شخصی هست که فقط خودت میدونیش .  اینجور موقعها برملا کردن احساساتت باعث میشه اون قشنگیه اولش رو از دست بده . یه جورایی فنا بشه . شاید بابت اینه که آدم وقتی کمتر حرف میزنه بیشتر لذت میبره .

- اینروزها خودم رو خوشبخت می دونم ، چون محبت دیگران نسبت به خودم رو میبینم .  و خدا رو شاکرم …

- امشب چهارشنبه سوریه . همه فعلا در این تکاپو هستند که آیا رسم  خرافه هست ، آیا غیر شرعیه و چیزایی شبیه این … و من بیش از پیش متاثر میشم از اینکه هیچوقت محیطی ایجاد نکردند تا مردم کشورم ، کسانی که بهترین آیین های باستانی رو داشتن ، کمی لذت ببرن . آیا واقعا کار سختیه ؟ چرا می تونن مراسمهای عزاداری همه جوره و واسه هر سلیقه ای برپا کنند ولی یه اینجور کاریو انجام نمی دن ؟ کجای قانون خداوندی اومده که انسان نباید شادی داشته باشه ؟  نمیدنم ، شایدم همیشه غمگین نگهداشتن مردم باعث دوام قدرت میشه !!؟؟

Saturday, March 6th, 2010

هر روز که میگذره ، بیشتر مطمئن میشم به چیزی که مدتها منتظرش بودم و از دستش ندادم …

- فیلم کتاب قانون رو دیدم . فیلم جالبی بود هر چند یه سری اغراق توش دیده میشد . ولی در کل فرهنگ ایرانیها رو خوب نشون داده بود . و دونستن دوباره همه این چیزها دردناکه ، حتی اگه در قالب یه فیلم طنز اونو ببینید …