Saturday, March 15th, 2008
- واقعا حالم از هر چی آدم ظاهر بینه به هم می خوره … کسائی که هزار و یک جور ادعا دارند ولی به وقتش هیچی تو چنته ندارند … خالی خالی … مثل یه طبل … مثل اینکه هنوز تا آدمیت راه زیادی پیش روست .. رسیدن به جائی که فقط با دیده دل با بقیه روبرو بشیم … جدا متاسفم …
- جالبه ، یه موقع دلت از دیدن کسی چنان می تپه که می ترسی صداش رو بقیه بشنوند ولی چند سال بعد … هیچ اثری از اون تپیدن نیست … این یعنی بزرگ شدن ، بی احساس شدن ، یا اینکه اون موقعها زیادی بچه بودی … نمی دونم …