Archive for June, 2007

Sunday, June 24th, 2007

هر لحظه که میگذره ، به این موضوع بیشتر می رسم که زندگی  پر تصمیم گیریه … تصمیم گیریهائی که بنظرم نمی شه براحتی فهمید به کدوم سمت باید بره … راهیه که آدم خودش باید انتخابش کنه …  می گن زندگیو هر طوری بگیریش همونطور باهات کنار میاد ، ولی من می گم هر طور بگیریش به همون میزان می تونی درکش کنی … با چشمان باز یا نیمه بسته و شاید … در خواب …

…”چشم دل باز کن که جان بينی،انچه ناديدنيست آن بينی

Wednesday, June 13th, 2007

یه دعای خوب :

خدای مهربون ، همه آدمها رو سلامت نگه دار …. “

Saturday, June 9th, 2007

خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش … نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر

….خیلی  سخته وقتی می دونی که این توئی که باید تغییر کنی ،باید بهتر ببینی.  ولی وقتی موقع عمل می شه یهوئی یه چیزی همه معادلاتتو بهم می ریزه … خدایا … گاهی چقدر از خودم کلافه می شم … چرا درست حس نمی کنم … چرا فقط باید وقتی داشته هامو از دست می دم بفهمم … من که همیشه از ” کاش ” گفتن متنفر بودم …  باید یاد بگیرم اعتماد کنم .. ببخشم … رها کنم …  ببینم … حس کنم … صبور باشم … خشم درونمو مهار کنم … خودمو جای دیگران بذارم … و شاکر باشم …  ولی خیلی سخته …  سخته که خودت بخوای تغییر کنی نه اینکه مجبور باشی … چون اگه اجبار باشه ، دیگه خودت نیستی …
 

… منو ببخش بابت همه کاستیهام … گاهی یادم میره خیلی ضعیفم …

Saturday, June 2nd, 2007

“درجستجوی حقیقت باشید، و حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت.”
(یوحنا ۸: ۳۲)
….

خیلی خسته ام و …