Archive for March, 2007

Wednesday, March 28th, 2007

کسی دقیقا نمی دونه راه درست برای رسیدن به خداوند ، کدوم راهه - پس دقیقا نمی شه گفت کی خوبه و کی بد -

این حرف یه معلم سیاهپوست تو فیلم “Babel” بود … بنظرم تا حدی  درست میاد … - واسه جلوگیری از اشتباه ، اینو اضافه می کنم که این تائید ، هیچ ربطی به مذهب نداره  -

- من تو عید، فیلم Babel ، The Departed و 300 رو دیدم … این فیلم 300 بیشتر از اونی که بتونه خون یه ملی گرا رو بجوش بیاره ، بنظرم یه جورائی خنده داره … آخه حتی انسانهای اولیه هم این قیافه ای که ایرانیا تو این فیلم داشتند ، رو نداشتند … اوه ،خشایارشا بیچاره …

ولی واقعا اون دو تا فیلم دیگه معرکه بود …

پ .ن : این روزا دارم به این فکر می کنم که آدما هر جا باشند و با هر کی باشند … بازم تنهان … هیچ کس جز خودمون نمی دونیم چطور باید شاد زندگی کنیم … چون هر کسی راه خودشو داره …. و من عاشق این راه یگانه خودمم …

برای پرواز دلیل نخواهید
چون آن وقت تازه خواهید فهمید که بال و پر ندارید
و دیگر پرواز تنها خیالی است
که همیشه از آن خواهید ترسید

پ . ن : اینروزا ، اگه قدم می زنید ، سرتونو بالا بگیرید و ببینید ، آیا معرکه تر از این هوا ، چیزی سراغ دارید ؟؟

 

Tuesday, March 27th, 2007

خب … اینم از سال 85 که تموم شد … سال نو مبارک باشه … امیدوارم امسال برای همه ،سال پر باری باشه ، با کلی خبرای خوب …

این تابلوی سوم منه :) … چه جوریاست ؟؟؟ 

 

Wednesday, March 14th, 2007

دیروز حسابی اعصابم خرد بود … هیچوقت فکر نمی کردم که اوضاع مملکت انقدر بتونه رواعصابم تاثیر بذاره که حتی تحمل طی کردن فاصله بین محل کارم و خونه رو نداشته باشم… جدا نداشتم … هر چی به دور و برم نگاه می کردم ، فقط تحقیر بود که یا به مردم تحمیل شده یا خودشون  به خودشون  تحمیل می کنند ..  یه موضوع جالب رو بنام “نظریه مازلو ” تو یه وبلاگ می خوندم  … دیروز همش به این موضوع فکر می کردم که چطور می شه انتظار آزاد اندیشی ، تکامل روح و رسیدن به اوج انسانیت رو داشت ، وقتی که افراد جامعه هنوز نگران چیزای ابتدائی زندگیشون هستن ؟؟ آیا این برای مملکتی که روی دریای نفت قرار گرفته ، برای مملکتی که تمدن قدیمی چند هزار ساله داره  ،  مایه سرشکستگی نیست ؟؟؟     متاسفانه اوضاع طوری شده که دیگه مردم هم به هم رحمی نمی کنند ….

راجع به فیلم 300 ، حتما چیزائی شنیدین … به این فکر می کردم که  حالا اگه زمانی بشه که  کسی تاریخ قدیم ایران زمین رو - که من همیشه بهش افتخار می کنم - تحریف نکنه و همه بدونن ایرانیان چه تمدن با شکوهی داشتند ، آیا این مسئله از مشکلات فعلی ما چیزی کم میکنه ؟؟؟ در جائی که بجای پیشرفت ، داریم به دوران تحجر برمیگردیم … از کوروش و خشایارشا ، واقعا چه کاری ساخته است ؟ … من با تحلیل سلمان در این مورد کاملا موافقم … هر چند که معتقدم حرکتهائی این چنینی ، گاها باعث می شه مردم در موارد دیگه هم هم صدا بشند …

=======

بالاخره سایتم ،  مشکلش حل شد … بماند که چه مشکل مسخره ای بود … ولی چیزی که هست اینه که این مدت دلم واسه اینجا خیلی تنگ شده بود … خیلی موقعیتا بود که دلم می خواست بیام بنویسم … چه کسی بخونه و چه نخونه …آخه یکی از لذتهای زندگی من اینه
که چیزائی رو که قبلا فکر می کردم و یه جا ثبتش کردم رو دوباره بخونم … دلم می خواد بنویسم که بعدا اینطوری لذت ببرم …

سایت رو با Wordpress ساختم و بهمین خاطر فعلا نتونستم پست های قبلیمو بازیابی کنم

=======

 امروز آخرین روز کاری من ، قبل از عیده … و خدا می دونه که چقدر دلتنگ خونه هستم … دلم فقط خونواده ام رو می خواد … دلم یه آرامش درست حسابی می خواد …

Wednesday, March 14th, 2007

“ما گاهی صدای بهترینهایمان را که سالها با آنان زندگی می کنیم ، نمی شنویم ، انگار گوشهایمان عادت کرده اند به صدای آشنای آنان که دوسشان داریم
… “