February 6th, 2010
تو دو روز تعطیلی دو تا فیلم دیدم . یکی واقعا زیبا و دیگری واقعا چرت . فیلم آواز گنجشکها ، فکر نمیکردم انقدر خوش ساخت باشه ولی وقتی تا نیمه شب نشستم تا آخرش دیدم ، تاسف خوردم که چرا زودتر ندیدمش . دیروز هم فیلم “پستچی سه بار در نمی زند” رو دیدم . به این نتیجه رسیدم که ایرانی جماعت نمیتونه تو ژانر وحشت ، به این سبک که بخوای زمانها رو قاطی کنی ، دیالوگای عجیب بگی یا مثل این ، کار بکنه ، حتی اگه آقای فتحی باشه . موسیقی تو سینمای وحشت نقش اساسی داره ولی تو این فیلم نقش کمرنگی داشت . از طرف دیگه اعتقادات مردم ایران ، طوری هست که شاید وقتی یه فیلم اینجوری که میدونن هموطناشون ساخته رو می بینن ، خوششون نیاد .
- وقتی یه چیزی اعصابت رو به هم ریزه ، وقتی می دونی اشتباهه ، وقتی حس بدی بهت میده ، باید ازش بگذری ، ایگنورش کنی ، حتی اگه عوض کردن یه بخشی از روش زندگیت باشه . به قول استاد “اول خودتون رو دریابید “….
Posted in Personal | No Comments »
January 30th, 2010
نویسنده رمان جذاب ناتوردشت هم درگذشت … اسم سلینجر همیشه برای من تداعی کننده احساست نوجوانی به اسم هولدن هست . هرچند سلینجر کتابهای دیگه ای هم نوشته بود ولی این رمان چیز دیگه ایه … عجب سالی بود امسال …
Posted in Personal | No Comments »
January 23rd, 2010
تعطیلات فوق العاده ای رو پشت سر گذاشتیم -به جای فعل گذاشتم
- روز جمعه جاده دماوند رو گرفتیم و رفتیم تا نزدیکیهای کوه دماوند . عظمتی که این دیو سپید پای در بند داشت ، حیرت انگیز بود واسه من … سفر یه روزه خوبی بود شکر خدا . هر چند وسط راه مجبور شدیم پنچر گیری کنیم ، ولی خب ، همینشم خاطره بود .
- فیلم 2012 رو دو بار سعی کردم نگاه کنم ، ولی انقدر بازی هنرپیشه هاش بنظرم ضعیف اومد ، و انقدر مصنوعی می خواستن اعتقاد به یه سری چیزا رو به مخاطب بقبولونن ، که نصفه کاره ولش کردم و حتی دلم نخواست اون جلوه های ویژه ای که تعریفشو شنیده بودن ببینم . تو سایت imdb هم که نگاه کردم دیدم امتیاز چندانی بهش ندادن. ولی عوضش فیلم شیرین ، ساخته عباس کیارستمی رو دیدم که باعث شد بیش از پیش به نوع نگاه آقای کیارستمی علاقمند بشم . همون روز 5 شنبه دو بار این فیلمو دیدم .;)
Posted in Personal | No Comments »
January 10th, 2010
دعا میکنم همیشه همه چی خوب پیش بره ، نه فقط واسه خودم ، واسه همه . چون خوشبختی واقعی اون موقعست …
Posted in Personal | 4 Comments »
December 30th, 2009
فکر نکنم مردم هیچ جای دنیا مثل ایران انقدر دلشون بخواد در ملا عام به نحوی عقایدشونو در معرض نمایش بذارند . هنوزم که هنوزه من فلسفه اینکه ایام محرم ، پشت ماشینا ، یه عده میان و با رنگ قرمز مینویسن که عاشق ابا عبدا… هستند رو نمی فهمم . یا اینکه شیشه های ماشینو می دن پایین و صدای آهنگ مداحی ضبطشونو تا آخرین درجه می برن بالا ! خب ، آقا جان تو اگه عاشقی چرا دیگه داد میزنی ؟ چرا میخوای تظاهر کنی ، می خوای همه بدونن که چی بشه ؟ واقعا عقل هم خوب چیزیه .
Posted in Personal | 1 Comment »
December 19th, 2009
کتاب جامعه شناسی خودمانی نوشته حسن نراقی ، کتابیست بسیار جذاب و قابل تامل … کتابی که بعد از هر پاراگرافش ممکنه به خودتون بگید ، آخه چرا ما ایرانیا اینجوری شدیم ؟ کتاب قطوری نیست ومتن روانی داره . این یه بخش از کتاب هست :
ژان لا رتگي روزنامه نويس فرانسوي در كتاب ويزا براي ايرانيان 1962 پاريس مينويسد - ايرانيان كهنه كار و نكته سنج هستند ، ذوق توطئه دارند ، براي پذيرايي هاي رسمي ساخته شده اند . ايراني مدام عاشق آشوب و اغتشاش و درهم و برهمي است و خوشي او در اين است كه دادو و فرياد راه مي اندازد، يك نفر را ، هر كه ميخواهد باشد ، توانا و نيرومند و رستم دستانش بخواند اما در عين حال در دل نشنامش بدهد و آهسته و يا قاه قاه بخندد و خلاصه صحنه كمدي خنده داري را بازي كند كه مظهر زندگي ايرانيان است . ما فرنگي ها وقتي در حق كسي ميگوييم سخت و استوار مقصودمان تحسين اوست در صورتيكه در ايران چنين آدمي را احمق و نادان ميخوانند و وقتي ميخواهند از كسي تعريف كنند ميگويند خيلي نرم است .
Posted in Personal | No Comments »
December 13th, 2009
روز جمعه، بیست آذر ، ساعت 12 ظهر ، وقت اذان ، تو هوای آفتابی پاییزی ، با یکی از بهترین انسانهای روی زمین ، کسی که حالا ، نیمی از وجودم شده ، کسی که بهترینها رو نشونم داد ، بهترینها رو یادم داد ، و منو شیفته خودش کرد ، ازدواج کردم …. خداوند این پیوند رو به ما مبارک کنه . ان شاء ا…
Posted in Personal | 5 Comments »
December 5th, 2009
فیلم Viziontele یکی از قشنگترین فیلمهایی بود که این چند وقته دیدم . دیشب هم شبکه چهار پخشش کرد . ولی خب کیفیتش مثل دی وی دی نبود و از طرفی جاهاییش رو که سانسور کرده بود هم تو ذوق می زد . موضوع فیلم غیرتکراریه. توصیه می کنم حتما ببینیدش و در کنارش دیدن از منظره های زیبای روستاهای ترکیه لذت ببرید .
- ضمنا عیدتون هم مبارک باشه .
Posted in Personal | 2 Comments »
November 28th, 2009
عصر شنبه است و من کلی کیفورم که امروز تعطیله . قهوه رو گذاشتم تا درست شه و خودم تو حال و هوای کتاب دختر پرتقالی هستم . آشنا شدن با نوشته های یاستین گوردر از طریق این کتاب ، شروع خوبی می تونه باشه . چیزی که جالب بود برام ، اینه که سئوالی در اون پرسیده میشه که همیشه سئوال منم بوده … گاهی که دلم از هر چی که تو این دنیاست میگیره ، با خودم میگم آیا اگه به این دنیا نمیومدم بهتر نبود ؟؟؟؟ اومدن به این دنیای پر از سختی ، و به زعم خودمون پر از بی عدالتی ، برای چی بود ؟ آیا اگه می موندیم در عدمی که مطمئنا زیباییهای خودشو داشت بهتر نبود ؟ هر چند گاهی که سرشار از زندگی می شم ، سرشار از عشق میشم ، سرشار از دیدن زیباییهای این دنیا میشم ، حس میکنم ارزش داره که در این دنیا زندگی کرد، تجربه کرد و دید . هر چند که میدونیم یه روزی ، یه جایی باید بذاریمو بریم . ولی هنوز این ترس در وجودم هست که ، موقع رفتن آیا خوشحال خواهم بود ؟؟؟
Posted in Personal | 1 Comment »
November 21st, 2009
یکی از سخت ترین روزای زندگیمو پشت سر گذاشتم . ولی خب ، راضیم از نتیجه اش . به امید روزای گرم آینده ….
Posted in Personal | 1 Comment »